پر زندگی کردم.
مکفی غم داشتم.غمی رو که توی فنچ حتی نمیتونی درک کنی.
گنگ خودمو داشتم و دارم و امثال تورو راهم نمیدم.به موقع ش جر رفتم از خنده و شاخ بودم طوری که نرفت تو کون تو .(حتی نمیتونم بگم امثال تو چون کسی رو نداری)
درس خوندم طوری و جایی که تو عرضه ش رو نداری.
کثافتکاری رو به درجه ای رسوندم که ندیدی چیزایی رو که دیدم.
قلبم بزرگه به همین خاطر کارایی کردم که تو جنمش رو نداری . تو اهل چنگ زدنی.
محبت کردم و میکنم جوری که ببینی انگار تا قبلش تو خواب بودی.
افسرده بودم و با وجود اون کارایی کردم که آرزوشو داشتی.
اخلاقم تخمیه ولی ده برابر تو دورمن.
خودمم و تو جراتش رو نداری.
لیاقت عشق نداشتی و من حروم کردم وقتو.وقت مال اون دختر بچه ای بود که رفت زیر خاک.
فقر داشتم نداشتی . پول دارم .تو اهلش نیستی.
من فراموش نمیشم و تو میشی.
غلیظ زندگی کردم و تو فقط فراموش میکنی.
راند دو شروع شده...
ادامه مطلب
برچسب: جهان خوردم و کارها راندم,
نویسنده: سپیده صادقی
تاريخ: شنبه
22 آبان
1395 ساعت: 14:04